
شب شهادت، در زیر پیراهن سیاه و با پای برهنه و چشمان اشکبار که باران اشک را به یاد واقعهای جانسوز فرو میریزد و دستهای به هم پیوسته که فشار اندوه، آنها را به نوسان میآورد، نوای سینههای آغشته به خون با لحنی محزون بلند است و این کهن داستانِ مکرّر و دردناک را بیان میدارد. مریدانت، به پاس این شب پُر اَلَم و اشکآور، با صدایی سرشار از اندوه میگویند و میخوانند: حسین...ای حسین! چرا هزاران هزار دوستان تو این طور اشک میریزند؟! ای مقدّسِ والامقام! آیا به پاس فداکاری بینظیر تو نیست؟! تو پرچم زنده و پیمان عزیز دین بزرگ پیامبر را استوار داشتی و در مقابل دیدگان شگفتزده جهانیان، عشق عجیب خود را به خدا ثابت کردی. (ساروجینی نایدو، شاعره معاصر هندو معروف به بلبل هند)
وارد محله جورباغ در جنوب دهلی که میشویم خیابانی به نام " کربلا لین" جلب توجه میکند. اینجا محله ایست که عمدتاً ساکنان آن پنجابیها و سیکهای ساکن دهلی هستند. قدیمیترین مجموعه آیینی شیعیان هند به نام "درگاه شاه مردان" در این منطقه قرار گرفته است. نام منطقه "بی. کی دات کلونی" است. نامی که تنها چند دهه قدمت دارد. تا همین اواخر نام این منطقه "علی گنج" بود. تمامی زمینهای این منطقه وقف درگاه است که هنوز دعواهای حقوقی بر سر مالکیت آن در دادگاههای هند جریان دارد. دولت متهم است هنگام جدایی هند از پاکستان و مهاجرت هندوها از مناطق تحت کنترل پاکستان به دهلی، آنها را در این مکان جای داده و زمینهای وقفی را به آنها واگذار کرده است و نام آن را نیز تغییر داده است. در درب شمالی مجموعه کتیبهای وجود دارد که با عبارت : " انا مدینه العلم و علی بابها " شروع میشود. در این کتیبه توضیح داده شده که در دوران حکومت احمد شاه بهادر (پدر آخرین امپراطور گورکانی) مجلس خانه، مسجد و آب انبار این مجموعه در یک سال و به فرمان نواب قدسیه بیگم مادر احمد شاه و تحت نظارت نواب بهادر جاوید خان صاحب و به سرپرستی لطفعلی خان در سال ۱۱۶۴ هجری قمری (مطابق با ۱۷۵۰ میلادی) ساخته شده است.
جمعیت کثیری از زن و مرد به طرف حسینیه روان هستند. بیرون حسینیه ماشینهای پلیس امنیت حسینیه را به عهده گرفتهاند. از دهه اول محرم هر شب در اینجا برنامه عزاداری شیعیان برای سرور و سالار شهیدان مهیاست. جلوی در حسینیه دیگهای بزرگ چای و شیر و یا آب سرد گذاشتهاند وبین عزاداران توزیع میکنند. به این پذیرایی "سبیل" گفته میشود. برای ورود به صحن اصلی درگاه باید از جلوی درخت کهنسالی عبور کرد.
اولین بنا، به نام قدم شریف خوانده میشود که در واقع هفتصد سال قدمت دارد . در این ساختمان یک طبقه، سنگ مرمری به ابعاد سی و پنج در بیست و پنج سانتیمتر نگهداری میشود که اثر دو قدم بر آن نمایان است. که به مرور این اثر تا حدود زیادی محو شده است. این قدمگاه منتسب به امیر مومنان علی ابن ابیطالب علیه السلام است. بنای کناری قدم شریف به نام " بی بی کا روضه " یا " بی بی کی چکّی" نامیده میشود. سابق بر این، بنا یک محوطه شش ضلعی بود که گنبد و برج هم داشت ولی بعدها گنبد و برج آن برداشته شد و سقف آن مسطح گشت. در این بنا سنگ آسیابی نمادین به یادبود سنگ آسیاب حضرت زهرا سلام الله گذاشتهاند. همچنین کاسه کوچکی منتسب به آن حضرت که تاریخ و چگونگی رسیدن آن به این مکان نامعلوم است، در اینجا نگهداری میشود. روی سکوی انتهای سالن علاوه بر سنگ آسیای دستی، گهوارههای کوچک و بزرگی نیز چیدهاند علاوه بر آن ضریحهایی نیز از مزار حضرت زینب و حضرت سکینه (س) در آنجا نگهداری میشود. "ضریح" - که با همین نام خوانده میشود - ماکتی از بارگاه ائمه است که در ابعاد کوچکی ساخته میشود و از نمادهای عزاداری در هند است مانند حمل علامت در دستجات عزاداری ایران و یا حمل نخل به نشانه تابوت امام حسین در شهرهای جنوبی ایران. ورود مردان به این بخش از همان زمان ساخت ممنوع بوده است. هر دو بنا که درکنار هم هستند در قسمتی که اشیاء مقدس در آنجا نگهداری میشوند دارای تزیینات آینه کاری هستند.
کفشهایمان را باید دربیاوریم. پرچم بسیار بزرگی نیز در جلوی بنا بر روی میلهای عظیم در اهتزار است.این علم به نام علم عباس بن علی خوانده میشود. داخل بنا عدهای نذورات توزیع میکنند. تابوت بزرگی هم که پر است از پارچههای سبز و سیاه گوشهای گذاشتهاند. این تابوت را در شب هفتم ماه محرم به یاد بود علی اکبر حسین علیه السلام یک دور میچرخانند. اینجا ترتیب نامگذاری شبهای محرم با ایران فرق میکند. شب هفتم روضه حضرت عباس و شب هشتم روضه حضرت علی اکبر خوانده میشود. روز نهم هم مخصوص علی اصغر است که اغلب در این روز شیر به عنوان نذری پخش میکنند.
در سمت شرق بنای قدم شریف اتاق کوچکی با دو گنبد قرار گرفته که تاریخ ساخت آن به ۱۹۸۸ میرسد و ضریحی از بارگاه امام موسی کاظم علیه السلام نگهداری میشود و زیارتنامه ایشان نیز در آنجا قرائت میشود. پشت این اتاق نیز اتاقکی است که مزار عارف علیشاه یکی از دراویش متصوفه در آن قرار دارد.
در بخش جنوبی که با چند پله از بخش شمالی جدا میگردد و رو به بالا میرود بنای امام باره یا همان حسینیه قرار دارد. اینجا در ایام عزاداری محل تجمع آقایان بود.سالهای گذشته و با پیروزی وکلای مسلمانان در دادگاه عالی بخشی از زمینهای مجاور به شیعیان باز پس داده شده و ضمیمه حسینیه گردید و بر وسعت صحن حسینیه افزوده گشت. از سال قبل روی این حیاط را که "چوتی کربلا" (به معنی کربلای کوچک) نام دارد چادر میزنند و مردان در آنجا مینشینند و خانمها هم در ساختمان اصلی حسینیه و حیاط مجاور آن. پشت ساختمان قدم شریف یعنی بخش شرقی مجموعه، مجلس خانه و چند ساختمان دیگر قرار دارد. بخشهای دیگر این مجموعه عبارتند از مسجد نواب قدسیه، نقاره خانه، مسجید زینت، مسجد قنات و کربلا. "کربلا" در فرهنگ هند به زمینهای مسطحی گفته میشود که مراسم عاشورا در آنجا برگزار میشود و برگزاری عزاداری که در زبان هندی "تعزیه" خوانده میشود در این کربلاها برگزار میشود. مردم در حیاطها و فضاهای اطراف هر جا که جایی یافتهاند نشستهاند و مراسم را دنبال میکنند. همه به اتفاق پس از ورود به مجموعه به زیارت قدم شریف میروند. عدهای مشغول توزیع نذورات و عدهای دیگر مشغول روشن کردن شمع در گوشه و کنار هستند. مراسم با مدیحه سرایی چند جوان شروع میشود به صورت دسته جمعی. بعد چند تن از افراد حاضر در مجلس از پیر و جوان به نوبت بلند میشوند و جلوی بلندگو میآیند و اشعاری را در مدح و منقبت سالار شهیدان میسرایند. در قسمت زنانه که ما نشستهایم صفحه تلویزیونی بزرگ مدار بستهای گذاشتهاند. پس از اتمام مداحیها، واعظ بالای منبر میرود. درست مثل مجالس ایران. وعظ و خطبه از اهمیت ترک گناه و دعوت مؤمنین به توبه و تقوی شروع میشود و بعد به صحرای کربلا می زند. چیزی که برایم جالب توجه است سکوتی است که در بخش خانمها حکمفرماست. بر خلاف مجالس عزاداری ایران که خانمها دایما در حال صحبت و گفتگو هستند. وقتی نوبت به روضه خوانی میرسد واعظ عمامهاش را از سر بر میدارد و روی زانوانش میگذارد. نمیدانم این چه رسمی است بین شیعیان هند که وعاظ در مجالس عزاداری ائمه هنگام بازگو کردن مصائب کربلا شروع به فریاد کشیدن میکنند و در حین فریاد روضههایشان را میخوانند. فریادهایشان هم بسیار تیز و گوشخراش است. این را در مجالس خانگی زنانه هم دیدهام. به حدی که در شبهای سوم و چهارم دیگر تارهای صوتی واعظ ضخیم شده و صدایشان میگیرد.
پس از پایان سخنرانی، مراسم سینه زنی کشمیریها شروع میشود. هر گروه از شیعیان شهرهای مختلف به ترتیب در اینجا عزاداری میکنند تا پاسی از شب و سپس به صورت دستههای سینه زنی که آن را "جلوس" میخوانند شروع به عزیمت به حسینیههای محلی در سایر نقاط دهلی مینمایند. مراسم تا پاسی از شب ادامه دارد و با توزیع غذای نذری که اغلب غذای محلی کشمیر یه نام "وازوان " است پایان مییابد.
مراسم روز عاشورا
روز عاشورا در هند به نام "محرم" شناخته میشود و یک تعطیل عمومی و رسمی در تقویم این کشور است. علاوه بر شیعیان که در سرتاسر هند این روز را با برپایی آیینهای خاص گرامی میدارند، پیروان سایر ادیان نیز همراه با شیعیان به عزاداری میپردازند. در منطقه جامو آنطور که شنیدهام شیعیان محلههای مختلف در روز عاشورا از اطراف و اکناف به مقصد پیرمرد برهمنی حرکت میکردهاند و جمعیت عظیمی در مقابل خانه او گرد میآمده است . سپس پیرمرد از خانه بیرون میآمده و اشعاری را به زبان پنجابی که حاوی این جملات است میخوانده است: "ای مردم ! می دانید امروز چه کسی کشته است ؟ کسی که بهترین انسانها بود " گویا آن پیرمرد برهمن اکنون از دنیا رفته است. وارد محله عمدتاً سنی نشین "نظام الدین" میشویم. دستههای عزاداری متعددی در اینجا برپاست که همگی با خود ضریح و علم حمل میکنند بر روی ضریحها پارچههای متبرک و یا حلقههای گل افکندهاند. مردی از پیروان آیین سیک داخل دسته به عزاداری مشغول است و زیر یکی از همین ضریحها میرود تا آن را حمل کند. در دستهای دیگر صوفیان سنی مذهب هستند که با پای برهنه گام بر میدارند و هر چند قدم یکبار میایستند و بر طبلها میکوبند. سپس پسر نوجوانی که لباسهای سفیدی پوشیده و عرقچین سفیدی نیز بر سر نهاده رو به جمعیت میایستد و چند بیت شعر میخواند. بعد جمعیت یکصدا با هم فریاد حسین سر میکشند و دسته دوباره به راه می افتد. از اینجا به سمت محله "کشمیری گیت" میرویم که مراسم زنجیر زنی را ببینیم.
وارد محدوده محله کشمیری گیت شدیم. منطقهای در دهلی قدیم که بخشی از مراسم ظهر عاشورا در اینجا برگزار میشود.
کف خیابان از خون پوشیده شده. جلوتر که میرویم دستههای عزاداری مشغول زنجیر زنی هستند . زنجیر در هند آلتی است که دارای دستهای چوبی است و دو یا سه حلقه برای جای گرفتن انگشتان دارد و از هر حلقه یک رشته زنجیر آویزان است که به آنها تیغهای تیز و یا چاقو وصل شده است. زنجیر زنی در هند و پاکستان و برخی مناطق افغانستان با آنچه که در ایران و عراق و لبنان است فرق دارد. زنجیر زن بالاتنه خود را برهنه میکند و زنجیر را با شدت از زیر بغل خود به پشت میکوبد به حدی که تیغها پوست را پاره میکنند تا جایی که خون، پیکر فرد را آغشته میکند. نمیتوانم نگاه کنم. از پیاده روی پر جمعیت به سمت مقابل میرویم. دستهای دیگر میآید که همه افرادش سر بندهای زردی بر سر بستهاند. از چشمهای بادامیشان میتوانم حدس بزنم که از اهالی شمال شرق هند باید باشند. بیشتر اهالی منطقه لداخ در شرق کشمیر سادات شیعه هستند. شاید این دسته هم از آنها باشد. دستهای دیگر تابوتی را به نشانه تابوت امام حسین(ع) حرکت دادهاند. پشت سرش اسب سفیدی است. اسب به نشانه ذوالجناح امام حسین است و پارچههای سبز و سرخ و حلقههای گل بر روی آن انداختهاند. صدای اذان که بلند میشود تنها همان دسته سینه زن با سربندهای زرد هستند که مشغول خواندن نماز ظهر عاشورا میشوند. اغلب عزاداران در این روز از صبح نمیخورند و نمیآشامند بدون این که نیت روزه کنند و پس از اذان ظهر با پای پیاده از درگاهی (حسینیه) که به نام "پنجه شریف" معروف است و در محله کشمیری گیت واقع شده به سمت درگاه شاه مردان به صورت دسته عزاداری همراه با علم و کتل حرکت میکنند. هنگام عصر به درگاه شاه مردان میرسند و پس از عزاداری در آنجا و قبل از غروب آفتاب غذای نذری سادهای که از عدس و برنج درست شده است میخورند و روزه نمادین خود را میشکنند. به این عمل "فاقه شکنی" گفته میشود و عزاداری روز عاشورا پایان مییابد.
عاشورا پایان میباید اما اثرات آن بر زندگی و روح و جان مردم تا مدتها باقی میماند. مردم با هم مهربانتر میشوند. از هم دستگیری میکنند. در طول دو ماه محرم و صفر لباس نو نمیخرند و شادی نمیکنند. حتی وقتی یکی از ازعزیزانشان میمیرد به احترام عزای حسین برای او عزاداری هم نمیکنند. نام حسین آمیخته با احترام و عظمت برای مردم هند است. شاید بهترین تجلی عاشورا در هند را بتوان در کلام رهبر فقید هند مهاتما گاندی یافت که گفت : " من از حسین آموختم چگونه میتوان در عین مظلومیت به پیروزی رسید. "






برچسب:
نویسنده: عزت الله عبدی